تبلیغات
خاتون شرقی - روزگار نو عاشقان دیدنی است .
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : گلناز گلشن
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خاتون شرقی
خا تون شرقی چه باتاج چه بدون تاج خاتون خواهد ماند .




 الان فقط آمدم تا ببینم مسافر قصه ما که به دشت شقایق رسید ماندگار شده یا نه .
آدما خیلی عجیبن مرموز.بعضی هاشون فقط ادعا هستن.دیروز مادرم حرف جالبی زد.مطمئنم آخر یکی اینو میخونه و  به دیگران هم میگه .حرفی که مادرم زد شاید شما هم بدونید ولی تکرارش ضرر نداره .میشنو ن و میدانن و لی کو گوش شنوا .یعنی یکی بشنوه خوبه . همه شما همه روزه شاهد شنیدن و یا دیدن دختران و زنانی شده اید که فریب خورده عشق های دروغین . اون عاشق سنه چاک حالا باج گیر  و حق سکوت میگیرد . معشقوقه های خود را ببخشید اونا فکر میکنن عاشق و معشوقن ولی نیستن .یکی داره دیگری تو آب نمک گذاشته .یه مسیج عاشقانه  به چند نفر میده .و فقط کلاه برداری میکنن از همدیگر .تا دستش برای دیگری رو شد.با وقاحت کامل .شروع به اذیت و آزار میکنه .باج گیری . حق سکوت . ریختن آبروی طرف مقابل. آنها خدا ندارن . وجدان کیلوئی چنده . بهرحال دوره بدی . مادرم میگفت عشق عشق قدیم .طرفیکی دوست  داشت .تا آخر باهاش میموند حتی اگه میرفت ازدواج میکرد بر حسب اجبار عشقش تو دل میموند و بر لب دعا برای خوشبخت شدن  میکرد . نه باجی نه حق سکوتی .نه اسید باشی .
نه  کشتاری .اگه بود اندک شمار . جنون داشتند . حالا که جنون گریبانگیر همه شده .هنوز دیگری نرفته با این که میگن عاشق سینه چاکیم بدو دیگری .دیگری زیر دلشون زد .بدو دیگری .بعد میگن
 
عاشقتر از ما هیچ  کسی نیست .





نوع مطلب : دل نوشته نویسنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 16 آبان 1389 :: نویسنده : گلناز گلشن
نظرات ()
شنبه 17 اردیبهشت 1390 12:10 ق.ظ
bemiram vasat golam
جمعه 5 آذر 1389 08:03 ق.ظ
میشنو ن و میدانن و لی کو دل شنوا.وقتی کسی یا همون عاشق با اجباریا بدون اجبار ول کرد رفت.دیگه حق نداره تو دلش از همسفر اولش چیزی نگه داره.اگه نگه داره یعنی خیانت به همسفر دومش.وقتی عاشق میشی البته به طور واقعی.به دشت شقایق نمیرسی حتی از اونجا هم رد نمیشی.شاید لحظه ای فکرکنی مسافر دشت شقایقی ولی بعد متوجه میشی که از دریایی از آتش رد شدی و حس نکردی.وبعد متوجه میشی که دیگه اون شخص سابق نیستی.دیگه دلت دل نیست.دیگه نگاهات تابستونه نیست واین زمستونه که جای تابستونه نگاهت را میگیرد.عشق یعنی سوختن وندانستن.عشق یعنی گم شدن در مسیر زندگی.عشق یعنی در خود شکستن.دیگه بیشتر از این مزاحم نمی شوم .زیرا وقتیکه از عشق مینویسم یا حرف میزنم نفسم در نمیاد.عاشق شدن یعنی سوختن.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.